2017 September 20 - چهار شنبه 29 شهرويور 1396

ثبت خاطرات پزشکی از سفرهای پیاده روی کربلا
کد خبر: ١٦٣٦١٧ تاریخ انتشار: ٢٦ آبان ١٣٩٣ - ٢٢:٠٨ تعداد بازدید: 2507
پزشکی سفر » سلامت » فعالیتها
ثبت خاطرات پزشکی از سفرهای پیاده روی کربلا

خاطرات داستان هایی هستند پر از درس و عبرت برای همه آن هایی که در معرض اون داستان‌ها قرار می گیرن ...

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


 

قابل توجه همه اون هایی که زائرن یا توفیق خدمت در تیم های پزشکی رو در اربعین امسال دارن، میخوایم یه فراخوان بدیم به همه شماها که ان شاء الله خاطراتتون و تصاویر سفر پیرامون این موضوع رو ثبت کنید و برامون بعد سفر ارسال کنید. تیم های پزشکی می تونند از زائرانی که بهشون مراجعه می کنن، مشکلاتی که براشون پیش میاد، داستان های خاصی که در این بحث خدمت براشون رخ میده برامون بنویسند، زائران هم همینطور، این داستان ها رو از نگاه و زبان خودشون بنویسند، و البته اگر دلتون خواست می تونید شکایت ها و انتقاداتتون هم از این دکترها و پرستارها بنویسید، نه که خیلی هم انتقاد پذیرند!!!

اتفاقاتی که تو این بحث ها می افته گاهی تلخه، گاهی شیرین، گاهی دردناکه، گاهی فرحناکه، گاهی .... اما مهم اینه که یه درسی و یه نکته ای توی همشون هست برای اون زائر، برای اون خادم و برای مایی که شنونده داستان اون ها هستیم. کلا داستان ها برای عبرت گرفتن هستند، به معنای عبور دادن، یعنی ما رو از یه چیزی به یه چیز دیگه‌ای راهنمایی میکنن که به یه معنا و نکته مهم‌تری برسیم، ان شاء الله.

البته دوستانی که خاطراتی در این زمینه دارن که مربوط به سفرهای قبلی پیاده روی کربلاست، اون ها هم می تونند خاطراتشون رو برامون بفرستند.

atabemedical1392@yahoo.com

 

                    





Share
1 | زهرای علی | | ٢١:٥٠ - ٠١ آذر ١٣٩٣ |
0
 
0
پاسخ
سلام.
من یه دوست صمیمی دارم هر وقت میره پیاده روی کربلا یه عالمه خاطره برای من تعریف میکنه میتونم خاطرات اونو بنویسم؟

پاسخ :
سلام علیکم. بله به شرط این که دوست صمیمی تون توی تیم پزشکی بوده باشه یا زائری بوده باشه که کارش به تیم پزشکی افتاده، آخه ما این جور خاطرات رو میخوایم جمع آوری کنیم.
1 |زهراي علي||٢٠:٤٠ - ٠٤ آذر ١٣٩٣ |
0
 
1
اصلا اين كاره ست.
پاسخ :
خب پس ما هم استقبال میکنیم، منتظریم
2 | زهرای علی | | ٠٩:٤١ - ٢٦ آذر ١٣٩٣ |
0
 
0
پاسخ
سلام.
نميدونم چرا دوستم جواب نميده من سريع خاطراتشو بگيرم و اينجا ثبت كنم. تو اين مدت هم كه كربلا بوده امكان تماس باهاش نداشتم. شايعه شده بود به داعش پيوسته تا با امپولهاش و خشونت پزشكانه اونها رو به هلاكت برسونه.
3 | علائی | | ٠١:٠٩ - ٠٩ دي ١٣٩٣ |
0
 
0
پاسخ
از دکترسنائی بخواید جریان فرد...... و تعریف کن :-D

پاسخ :
ما در علوم پزشکی یاد میگیریم که مهمترین چیز حفظ حریم بیمار است. ما با انسان طرف هستیم و مهمترین چیز رعایت کرامت انسانی است. خاطرات هم باید بصورتی ثبت بشه که هویت افراد درش مخفی بمونه و البته هر چیزی جزء خاطرات محسوب نمیشه. برخی چیزها همیشه باید مخفی بمونن. پنهان نگه داشتنش خاطره قشنگ تری خواهد بود. و بماند که اسلام پر از رعایت این نکات است و ما ....
4 | حسین | | ٠٨:٥٠ - ١٦ آبان ١٣٩٤ |
0
 
0
پاسخ
نیمه شعبان سال 89 بود. فکر کنم ما اولین گروه های دانشجویی بودیم و تجربه چندانی هم نداشتیم. اون موقع هم نیمه شعبان حدودا اوایل مرداد بود و داغی وحشتناک
تقریبا همه عرق سوز شده بودن و نزدیکای کربلا پودر بچه و پمادهای مختلف و... تموم شده بود
یکی از دوستان رفت سراغ چادرهای هلال احمر عراقی ها میخواست پودر بچه بگیره. هرچی میگفت بودرالطفل و... متوجه نمیشدند
آخرش گفت أنا یشتعل بین الرجلین!!!
خلاصه اونایی که تو هوای داغ میرن مراقب عرق سوز بشن که از همه چی بدتره!!!

پاسخ :
خیلی با نمک بود :)))))))))))))))) کلی خندیدیم.......
   
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | گالری تصاویر | لیست نظرات | درباره ما | RSS | نسخه موبایل
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه