نسخه موبایل
www.atabe .ir
انجمن دانشگاهی توسعه علمی فرهنگی عتبات عالیات  
حیات طیبه 7: روزی حلال
کد خبر: ١٦٣٦٥٢ تاریخ انتشار: ٢٥ بهمن ١٣٩٣ - ٠٣:٣١ تعداد بازدید: 6384
صفحه نخست » فرهنگی » خبر ویژه
حیات طیبه 7: روزی حلال

رسول خدا صلی الله علیه و آله: آن‌که راه کسب برایش مهم نباشد، برای خدا نیز مهم نیست که از کجا او را به دوزخ درآورد.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

می‌ریم اورژانس بیمارستان، بیمار بدحال رو میذاریم رو تخت، دو تا پرستار یه دم دارن با هم حرف میزنن، یکی نمیاد ببینه مریض چه‌اش هست که ساعت دو صبح پا شده اومده بیمارستان؟" (کلا بدهکار شدیم بهشون که مزاحم گفتگوی دو نفره ساعت دو صبح‌شون شدیم!!!)

می‌ریم دفتر امور فارغ التحصیلان دانشگاه که به سلامتی کارهای فارغ التحصیلی رو انجام بدیم، منشی دفتر داره با تلفن صحبت می‌کنه و میگه "آره زری جون! خیلی دلم از دست فخری پر، منو جلوی اون همه ادم، سکه یه پول کرد، نمی‌دونی که منو سنگ رو یخ کرد،...." ( 15 دقیقه گذشته هنوز مراجعه کننده عین چوب شده اون جا، ولی مری داره پیش زری از فخری شکایت میکنه!!!)

خانمش رو برده بیمارستان ان شاالله برای زایمان، خانم دکتر میگه: " خب میخوای کارهاش رو بنده پیگیری کنم و تحت نظر من باشه اگر زایمانش طبیعی شد پونصد تومن و اگر سزارین شد یک و نیم حق الزحمه من میشه، این غیر پولیه که باید به بیمارستان پرداخت کنیدا، اگر قبول دارید به خانم منشی بگید براشون پرونده تشکیل بده"، (انگار سر گردنه است! گدایی مدرن!!)

حواسم نبود زیر تابلو پارک ممنوع پارک کردم، دیدم افسر داره برام جریمه می‌نویسه، می‌گم:" ببخشد ولی واقعا من حواسم نبود"، می‌گه:" حواستون رو باید جمع می‌کردید، قانون برای همه یکیه، ما فرق نمی‌ذاریم، حالا میخوای یا نصفه جریمه رو نقدا بده به من، یا جریمه رو بنویسم!!، کدومش!؟" (ممنون واقعا که بین کسی فرق نمیذارید، حالا فرق بذارید اونوقت چه جوریا میشه!؟)

اومده خواستگاری دختر خانم، ازش میپرسیم شما اهل خمس دادن هستید؟ میگه: "من آه ندارم که با ناله سودا کنم، خمس اصلا به من تعلق نمیگیره!!" (حق خدا رو نمیدی، آخه میخوای حق دختر مردم رو بدی!؟)

بهش میگم خمس سهم امام، سر سال باید ببینی چقدر از درامدت اضافه مونده حد یه پنج هزارتومنی هم که بود یک پنجمش رو از مالت خارج کنی، میگه، اولا کدوم امام!؟ الان که امام نیستن، دوما من خودم به پولم احتیاج دارم؟ سوما به فرض هم که این پول رو داشته باشم که بدم، به کی باید بدم؟ ول کن بابا این همه من زحمت بکشم پول در بیارم، بدم یکی دیگه بخوره!!" (تو کلا با خودت هم مشکل داری، بی خیال!!)

سوار تاکسی میشیم، کرایه مسیر 450 تومنه، یه پونصدی میدیم، آقای راننده بقیه پول رو نمیده، با خودش میگه پنجاه تومن که این حرفها رو نداره، بخوام در موردش چیزی بگم، اما اگر 400 بدی، میگه آقا کرایه مسیر 450 است!! (چی شد پس، 50 تومن مهم شد! پیمانه را کامل گرفتن و کم دادن!!)

مصاحبه‌گر از مسوول باند قاچاق سوال میپرسه، "چرا این کار رو کردی؟، میگه، نگاه کن منو، وقتی دولت اینقده پول گمرکی رو زیاد میکنه منم مجبورم به خاطر مردم قاچاق کنم که مواد مورد نیازش رو بدستش برسونم" (دیوار مردم هم که کوتاه کوتاهه!)

در اسلام بر کار و تلاش برای کسب روزی حلال تاکید فراوانی شده است. همچنین در روایات بسیاری به آثار کسب حلال اشاره شده است که می‌توان از آن جمله به قبولی عبادات، اجابت دعا، همراهی با پیامبران و صدیقان، عزتمندی در قیامت، کفاره گناهان و ... اشاره کرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: هر کس از راه حلال کسب کند و با آن خویشتن را از مردم بی‌نیاز و خانواده و فرزندانش را تامین کند، روز قیامت با پیامبران و صدیقان محشور گردد. امام صادق علیه السلام هم در مورد کسب حرام می‌فرمایند: روزی هر کسی از جانب خدا قسمت شده است، پس از آن‌که روزی خود را از راه حرام به‌دست آورد هم مواخذه می‌شود و هم از حساب او کسر می‌گردد.

اما کسب حلال چیست و چگونه محقق می‌شود؟ شاید بتوان پاسخ این سوال را به سه دسته کلی تقسیم کرد:

1) خودِ کاری که برای امرار معاش انتخاب می‌گردد امر حلالی باشد و خدای نکرده حرام نباشد و مفسده‌ای نداشته باشد. لذا انجام اموری که فی نفسه حرام‌اند، کسب درآمد از آن‌ها هم حرام است، مانند رباخواری، رشوه گرفتن و مثلا قاچاق کالا، احتکار کالاهای اساسی مورد نیاز مردم و ... . امیرمومنان علی علیه السلام می‌فرمایند: "درآمدهایی که از راه مردارفروشی، روسپیگری، رشوه‌گیری در داوری و غیبگویی به دست می‌آیند، حرام‌اند". رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: "هولناک‌ترین رخدادی که بعد از خودم درباره امتم از آن می‌هراسم درآمدهای حرام و رباخواری است". امام صادق علیه السلام نیز در نکوهش ربا فرموده است: "یک درهم ربا نزد خداوند، بزرگ‌تر از هفتاد بار زنا با محارم خود در مسجد الحرام است". 

2) کار حلال انتخاب شده بطرز اتم و کامل ادا شود و در آن کم‌فروشی، گران‌فروشی، غش و فریب در معامله و تضییع حقوق افراد صورت نگیرد. به این معنا که هر کسی در هر سمت و مسوولتی که در جامعه اسلامی بر عهده می‌گیرد کار را به نحو احسن انجام بدهد و دچار کم‌فروشی و کم‌گذاشتن در کار نشود. کم‌فروشی در قرآن کریم با سخت‌ترین عبارت مورد نکوهش قرار داده شده است، در سوره مطففین می‌فرماید: "وای بر کم فروشان، آنان که وقتی برای خود وزن می‌کنند، حق خود را به طور کامل می‌گیرند و آن گاه که می‌خواهند برای دیگران وزن کنند، کم می‌گذارند". (مطففین/ 3-1).

همچنین در سوره هود آیه 85 می‌فرماید: "وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ"، حضرت شعیب علیه السلام می‌فرمایند: " ای قوم با عدالت به پیمانه و میزان وفادار باشید، و در حق مردم کم نگذارید و در زمین به فساد سربرمدارید". رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: "پس از من هرگاه کم‌فروشی شود، خدا مردم را به قحطی و کمبود گرفتار سازد".

3) وجوهات شرعی که به کسب حلال اختصاص دارد به موقع و به اندازه پرداخت گردد. در دین اسلام به منظور اداره امور جامعه اسلامی و کمک به نیازمندان وجوهات شرعی از جمله خمس، زکات به درآمد افراد تعلق می‌گیرد که پرداختن آن مایه حلال شدن کسب و درآمد می‌گردد و خدای نکرده اعراض از آن منجر به حرام شدن همان مالی می‌شود که با زحمت هم بدست آمده است. در قرآن کریم درباره زکات و صدقه خطاب به رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: "خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا.... "(توبه/103)، "از اموالشان صدقه بگیر که به وسیله این صدقه دادن تطهیر و تزکیه بشوند".

همچنین قرآن کریم درباره خمس می‌فرماید: "اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ..." (انفال/41)؛ "و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است". خمس از وجوهات شرعی است که سهم امام است، امام زمان عج الله می فرمایند: "با اینكه هیچ كس حق ندارد در مال غیر تصرّف كند، پس چگونه مردم در مال ما تصرف مى‏كنند؟ هر كس بدون دستور ما در مال ما تصرف كند مرتكب گناه شده و هر كس ذره‏اى از مال ما را بخورد پس گویا آتش در شكم اوست". امیرالمومنین علی علیه السلام در این باره می‌فرمایند: "مردم بخاطر اینكه حقّ ما را نمى‏دهند غذا و آمیزش آنان ناپاك شده و سبب هلاكت آنان مى‏شود". از امام کاظم علیه السلام هم نقل شده است که می‌فرمودند: "خمس مالتان را بدهید تا رزق شما حلال شود، سپس فرمود: این كلام سختى است كه جز افراد با ایمانِ امتحان شده، تحمّل آن را ندارند".

 

خب دوستان خوب و همراهان عزیز در حیات طیبه، حالا نوبت شماست، لطفا بفرمایید که ....

1. چه روایاتی از کسب درآمد حلال و اثرات آن بر زندگی می‌شناسید.

2. از سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام، علماء و شهداء در این موضوع مصادیقی را برایمان معرفی کنید.

3. چه مصادیقی از کسب درآمد حرام در جامعه می‌شناسید؟ چه راهکارهایی برای حل آن دارید؟

4. در شغل و حرفه خودتان با چه معضلاتی از این دست برخورد کرده‌اید؟ تجربه شما برای حل این مشکلات چیست؟

5. اگر شاغل هستید چه کاری انجام می‌دهید که درآمدتان حلال باشد؟ و اگر شاغل نیستید چه برنامه‌ای برای حلال بودن درآمد خود و خانواده‌تان دارید؟





Share
1 | الزائره | | ٢٠:٣٢ - ٢٥ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم و رحمة الله

جناب پاسخگوی محترم؛ خداقوت!
چقدر زحمت کشیدید، به لطف خدا خیلی صفحه قشنگ و پرمحتوایی شده. اجرتون با حضرت زهرا سلام الله علیها

پاسخ :
علیکم السلام و رحمت الله و برکاته ممنون که پیگیر مطالب هستید و ما رو از نظرات ارزشمندتون بهره‌مند می‌کنید. الحمدالله که مطالب از نظرشما مثبت ارزیابی شده است، پذیرای نقد و پیشنهادات‌تون، به ویژه پیرامون موضوعاتی که بررسی اون‌ها رو ضروری می‌دونید هستیم. امید که بتونیم در مقام عمل هم عامل باشیم به آن‌چه اینجا به برکت دور هم بودن از یکدیگر می‌آموزیم، ان‌شاالله.
2 | طرفدار پاسخگو | | ٢٠:٣٨ - ٢٥ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
سلام. روایات گوناگونی در بحث اثرات مال حرام در زندگی هست که اینجا هم بهش اشاره شده، منتهی نکته‌ای که میخوام بگم به وسعت و دامنه این اثرات مربوط است، یه زمانی است که ما این روایات رو می‌خونیم بعد می‌گیم خب خدا رو شکر ما اهل خمسیم، ما زکات می‌دیم، ما کم‌فروشی نمی‌کنیم، خودمون رو از اثرات ربا و مال خمس نداده و ... مبرا می‌کنیم، خب این از یه نگاه درسته، بله وقتی مال حلال است، اثرات نیک اون در زندگی ما و فرزندان‌مون جاری می‌شه. ولی یه نکته‌ای که مهمه اینه که ما نباید به این بحث فقط از محور عملکرد خودمون نگاه کنیم، اگر خدای نکرده ما خوب باشیم و درست عمل کنیم، اما جامعه درگیر انواعی از این مال‌های حرام باشه، بطوری که برآیند اون جامعه خدای نکرده به سمت کسب مال حرام باشه، ریشه اقتصاد یه جامعه از پایه خراب محسوب میشه و این حالت آثار اجتماعی رو در بر داره که گریبان خانواده‌هایی که کسب‌شان حلال هست را هم خواهد گرفت، و این یعنی نباید فقط به خودمون فکر کنیم و بی‌خیال آسیب‌های اجتماعی کسب درآمد از راه حرام باشیم، یعنی ما در قبال جامعه هم مسوولیم.

پاسخ :
سلام علیکم، این حرف شما با روایات هم جور در میاد، رسول‌خدا (ص) می‌فرمایند: همواره امت‌ من در خير و نيكي‌اند تا زماني‌كه به همديگر خيانت نورزند، و امانت را ادا كنند، و زكات را بپردازند. پس اگر چنان نكنند به قحطي و خشكسالي گرفتار آيند. (ميزان الحكمة: ج 1 ص 109).) مواردی مثل قحطی و خشکسالی هم دامن همه رو میگیره، نه فقط اونایی رو اهل کسب درآمد حرام بودن.
3 | یاثارالله | | ٢٠:٤٨ - ٢٥ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
باسلام.
یه حدیثی قبلا دیدم که مفهومش این بود که مال حرام در نسل انسان آشکار می شود.
طرف هر کاری واسه خوشبختی فرزندش بقول خودش انجام میده.همه جور امکانات در اختیارش قرار میده.ولی به حلال و حروم پولش اهمیت نمیده.بعد بچش ناخلف میشه به زمین وآسمون ناسزا میگه .خوب اگه بچت واست عزیزه یکاری نکن گوشت و پوست و استخونش با مال حروم رشد کنه.
یازهرا

پاسخ :
سلام علیکم. ممنون از شما. بله، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: درآمد حرام آثار سوئش در نسل انسان آشکار می شود جالبه برخی از والدین میخوان با درآمد حرام بچه‌شون رو خوشبخت کنن!! یکی نیست بگه آخه عزیزم اگر بدونی یه چیزی سم و اثرات اون رو داره، اون رو می‌ریزی تو حلقوم زن و بچه‌ات!؟ درآمد حرام همون سم مهلک، حالا دوست داری سم بخورانی بهشون، مختاری!!
4 | زهرای علی | | ٢١:٣٦ - ٢٥ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
یکی از عواملی که میتونه ادم رو به داشتن درآمد حرام در دسته هایی که فرمودید سوق بده عدم آگاهی یا عدم باور کردن این موضوعه که رزق انسان مشخص و دست خالقشه و اون مقدار مشخص با همت و تلاش صحیح به دستش میرسه و مازاد بر اون دیگه اگر با روشهای ناصحیحی که فرمودید به دست اومد رزق اون نیست و بعدا به نوعی هم از دستش خواهد رفت. منتها اون نمی فهمه.

پاسخ :
ممنون از شما. یعنی توحید مردم مشکل داره، شما راهکار ارائه کردید، واقعا باید روی توحید مردم کار کرد. هر چی می‌کشیم از این شرک‌های مخفی توی وجودمونه که باید ازش رها بشیم. امام کاظم (علیه السلام) فرمود: هرکس پولی را لازم است بجا خرج کند خرج نکند، خمسی، زکاتی، باید بدهد، نمی‏دهد، خداوند یک طرحی، نقشه‏ای برایش پیش می‏آورد که دو برابر آن پول را، دو برابر آن مبلغ را در راه باطل خرج کند.
5 | الزائره | | ٢١:٥٠ - ٢٥ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم

هدف خلقت انس و جن طبق آیه 56 سوره مبارکه ذاریات، عبودیت و بندگی خداست:

"و ما خلقت الجن و الإنس إلا لیعبدون"

برای رسیدن به این هدف، طبق آیه 172 سوره مبارکه بقره، دو شرط لازم است:
1. خوردن از طیبات
2. شکر کردن خدا
"یاایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم واشکروا لله إن کنتم ایاه تعبدون"

این آیه خطاب به مؤمنین است و در لزوم توجه به خوردنیها همین بس که آنچه می خوریم تأثیر مستقیم در رسیدن یا نرسیدن ما به هدف خلقت دارد!

آیه 114 سوره مبارکه نحل نیز همین دو شرط را مطرح فرموده است:
" فَكُلُوا مِمَّا رَ‌زَقَكُمُ اللَّـهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُ‌وا نِعْمَتَ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ"

آیه 168 سوره مبارکه بقره در خطاب به ناس، یعنی همه مردم و نه فقط مؤمنین، بیان می دارد که برای اینکه از خطوات شیطان تبعیت نکنیم لازم است که آنچه می خوریم حلال طیب باشد:
"یا ایها الناس کلوا مما فی الأرض حلالا طیبا و لاتتبعوا خطوات الشیطان إنه لکم عدو مبین"

حالا خطوات این دشمن آشکار ما چیست که برای اینکه بتوانیم از آن تبعیت نکنیم باید آنچه می خوریم حلال طیب باشد؟
آیه 169 همین سوره پاسخ می دهد:
"إنما یأمرکم بالسوء و الفحشاء و أن تقولوا علی الله ما لاتعلمون"

در آیه 51 سوره مبارکه مؤمنون در خطاب به رسولان، پیش شرط انجام عمل صالح، خوردن از طیبات معرفی شده است:
"يَا أَيُّهَا الرُّ‌سُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ"

به طور کلی آنچه می خوریم در اینکه؛
الف) به هدف خلقت می رسیم یا خیر
ب) از چه کسی تبعیت می کنیم
ج) چه عملی از ما سر می زند
تأثیر مستقیم و بی واسطه دارد.

اللهم ارزقنا رزقا حلالا واسعا طیبا
اللهم زد رزقنا فی زیارة مولانا اباعبدالله الحسین علیه السلام فی الدنیا و الآخرة

یاعلی

پاسخ :
خیلی خوب بود، احسنت، حیف که فقط در صفحه همسایه (قرآنفکری) نیستیم که بحث بیشتری روی این مجموعه آیات داشته باشیم. فقط جسارتا فکر می‌کنم باید به جملاتتون یه چیزی اضافه کنیم که مثلا بشود یکی از شروط عبادت شکر و خوردن از روزی حلال است، با توجه به آیات قرآن کاملا فرمایشاتتون و نتایجی که آخرش ذکر فرمودید درسته منتهی چون شرط اتم نیست، یعنی عبادت جزء‌های دیگه ای هم داره غیر از شکرگذاری و بهره‌مندی از روزی حلال. اما همونطور که آیه می‌فرماید و شما هم اشاره کردید بدون توجه به روزی حلال عبادت محقق نمی‌شه و اصلا توجه به روزی و راه کسب اون شرط رسیدن به هدف خلقت یعنی همان عبادت است. اللهم زد رزقنا فی زیارة مولانا اباعبدالله الحسین علیه السلام فی الدنیا و الآخرة..... به به، الهی آمین.
6 | ف.نیکخواه | | ٢١:٥٣ - ٢٥ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
روزی حلال در قرآن
با نگاه به آیات قرآنی در می­یابیم که قرآن هرگز ما را به چشم پوشی از مواهب الهی دعوت نکرده است و فقر را ارزش و نعمت به حساب نیاورده و همیشه آدمی را دعوت به فعالیت نموده است تا از طریق کار و کوشش خود به روزی حلال دسترسی داشته باشد و دستور داده است که از روزی حلال و پاکیزه بخورید:

يا أَيُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالاً طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ(ای مردم، از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه بخورید).بقرة ١٦٨

وَ ظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَى‏ كلُُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَ مَا ظَلَمُونَا وَ لَاكِن كاَنُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ(از نعمت­های پاکیزه­ای که به شما روزی داده ­ایم بخورید).بقرة ٥٧

در این آیات مراد از طیبات، چیزهای حلال و پاکیزه است که خداوند متعال روزی بندگانش قرار داده است و به حالت دستوری آورده است که ازحلال و طیب تناول کنید.

پاسخ :
ممنون از شما. در آیه دومی که اشاره فرمودید به بحث رزق اشاره شده است، یعنی آخرش هم خدا می‌فرماید ماییم که داریم روزی می‌دیم، ماییم داریم طیبات نصیبتون می‌کنم، توجه به این امر که روزی حلال هم یه رزق خیلی اهمیت داره. البته ان شاالله یه استفاده دیگه‌ای از این بحث طیب بودن رزق در غیر از بحث روزی حلال هم میخوایم داشته باشیم که عمری بود در شماره‌های دیگه حیات طیبه بهش خواهیم پرداخت.
7 | الزائره | | ٢٢:٢٣ - ٢٥ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی) درباره راه و روش عرفانی خود در جواب نامه یکی از سادات دزفول می‌نویسد:

«عرض می‌شود به تمام احباء اظهار فرمایید که طریقه فلانی غیر از طریقی است که شنیده‌‌اید، همه بدانید که طریقه حقیر، طریقی است که تمام مطالب شرع را نهایت اهتمام است؛ خلاف باقی طرق که به مطالب شرعیه خیلی بی اعتنا هستند. در طریقه حقیر، خصوصا نماز خیلی مورد توجه است که هر چه زحمت و توجه است، به نماز معطوف دارید.

بدانید که مدار و معیار امر و طریقه ما بر سه چیز است؛ شب زنده‌‌داری، لقمه حلال و توجه به نماز، به ویژه نماز اول وقت و حضور قلب در آن».

پاسخ :
پس ان شاالله ما در حیات طیبه به نماز هم باید بپردازیم، استاد رحمت الله علیه فرمودند دیگه!
8 | الزائره | | ٢٢:٥٢ - ٢٥ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
با سپاس

همانگونه که مستحضرید عبادت با عبودیت متفاوت است. هدف خلقت هم عبودیت است و نه عبادت!

خوردن روزی حلال و تشکر از خدا دو شرط رسیدن به عبودیت هستند نه عبادت.
در تأیید فرمایش شما، عبادت شراطی دارد و خود یکی از ابزار عبودیت است اما همانطور که در آیات فوق مطرح گردید، برای انجام عبادت واقعی خدا، یعنی عبادتی که در ان شیطان راه نداشته باشد، نیز خوردن روزی حلال و طیب شرط است.

به بیان دیگر همه عواملی که ما را به عبودیت یعنی بندگی خدا می رسانند، طبق بیان قران، در دو موضوع روزی حلال و طیب و تشکر از خدا خلاصه می شود و به نحوی به این دو ختم می گردد.

همانطور که به خوبی اشاره فرمودید حلال بودن و طیب بودن دو چیز هستند که نیاز به بحث دارد.

ای دل غمین مباش که مولای ما علی (علیه السلام) است ...

در پناه مولا علی

پاسخ :
ممنون از شما، بحث خوبی بود، در یه کامنت جدا عرایضم رو خدمتتون نوشتم.
9 | سایت در پاسخ به الزائره | | ٢٣:٢٦ - ٢٥ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
در قرآن همه واژه های از یک ریشه یک معنای مشترک دارند، هر دو واژه از "عبد" گرفته شده است، به معنای نهایت تذلل در برابر مولا که با اطاعت کردن همراه است. عبادت کردن فعل و عبودیت مصدری است که نتیجه عبادت کردن است. این دو واژه تفاوت دارند اما تفاوتشان صرفا به دلیل ساختار عربی است نه در معنایی که از آن برداشت می‌شود.
عرض بنده هم این بود که عبودیت در رزق حلال و شکرگزاری خلاصه نمی‌شود، آیه می فرماید اگر فقط او را عبادت می‌کنید دنبال رزق حلال و شکرگزاری باشید (یه شرط رو مطرح می‌فرماید (عبادت کردن) بعدش دو تا امر (رزق حلال و شکر)، نمی فرماید اگر دنبال رزق حلال بودید و شکرگزار بودید حتما او را عبادت کرده اید. بنابراین عبودیت اجزای دیگه‌ای هم داره.
البته ما هر دو داریم یه حرف رو میزنیما، هر دو داریم می‌گیم رزق حلال و شکرگزاری خدا از شرایط عبودیت است با این تفاوت که عرض بنده اینه که عبودیت شرایط دیگه ای هم داره، که همه امرهای قرآن رو می‌تونه شامل بشه. این آیه قصدش بیان این دو امر با محوریت عبودیت بوده است. یعنی یه جورایی ان قلت به این جمله شما وارد میشه که فرمودید: " به بیان دیگر همه عواملی که ما را به عبودیت یعنی بندگی خدا می رسانند، طبق بیان قران، در دو موضوع روزی حلال و طیب و تشکر از خدا خلاصه می شود"، واقعا عبودیت فقط در این دو موضوع خلاصه نمی‌شود و واقعا آیه هم این را نفرموده است.
لازم شد به دوستان صفحه همسایه (قرآنفکری) پیشنهاد بدم این آیه رو به بحث بذارن ان شاالله.
10 | عباس | | ٢٣:٥٤ - ٢٥ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
بدون خواندن مطالب و کامنت ها

دو گروه بودند...
یکی اندک و یکی زیاد...
هر دو اهل نماز...
هر دو اهل روزه...
هر دو اهل قران...
ولی یکی اهل حلال و یکی اهل حرام...
همین باعث شد تا حرامی ها آن حلالی ها را ...


...و دگر هیچ

پاسخ :
ممنون. خیلی اشاره به جایی بود. امام حسین علیه السلام خطاب به سپاه یزید: فقد ملئت بطونکم من الحرام و طبع علی قلوبکم؛ شکم هایتان از حرام پر شده و بر قلب هایتان مُهر خورده است. لعنت الله علی القوم الظالمین. راستی کامنت ها و مطالب رو هم ان شاالله سر فرصت بخونید.
1 |عباس||١١:٠٧ - ٢٦ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
0
رومانی؟؟!!

حتما ان شاالله
پاسخ :
پیش میاد دیگه، لابد روح تون تو رومانی دنبال یه چیزی میگرده!!! ممنون.
11 | الزائره | | ٠٠:٤٣ - ٢٦ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
ضمن تشکر مجدد، فرمودید "در قرآن همه واژه های از یک ریشه یک معنای مشترک دارند"، در حالیکه اینطور نیست مثلا نار و نور یک ریشه دارند ولی دو معنای کاملا متفاوت! در مورد عبادت و عبودیت نیز این دو یکی نیستند، عبودیت بسیار فراتر از عبادت است.

همانطور که فرمودید به نوعی امرهای قرآن برای رسیدن به عبودیت است ولی ان شاءالله تک تک آنها را بررسی فرمایید، ببینید در کدام یک از آنها این دو شرط وجود ندارد و یا بدون وجود این دو، آن امر محقق می شود!

البته در این زمینه لازم است که توجه داشته باشیم که دو موضوع مأکولات و شکر نمودن، از مسائل بنیادی و زیربنایی هستند که دامنه بسیار وسیعی دارند و رعایت آنها نشانگر بسیاری چیزهاست. نمونه بسیار بارزش مطلبی است که جناب عباس به آن اشاره فرموده اند.

به لطف خدا مطلبی که در باب عبودیت و شرایط آن خدمتتان عرض شد، مبحثی نیست که بنده در حال حاضر برای این صفحه آماده کرده باشم. موضوعی است که توسط اهل دلی صاحب نظر و قرآن پژوه روی آن کار شده و مورد تأیید ایشان می باشد.

البته نظرات متفاوت (و نه مخالف) است و هر کس متناسب با تمایل و روحیات خود نظری را برمیگزیند.

از توجه و اشارات بسیار دقیق شما سپاسگزارم.

الحمدلله رب العالمین

پاسخ :
تاکید می‌کنم معنای ریشه در قرآن همواره یکی است. نار و نور از یک ریشه و هر دو به منای ضیاء است به کتاب التحقیق فی کلمات القرآن کریم شیخ مصطفوی و کتاب مفردات راغب مراجعه بفرمایید. نور اشعه‌ی منتشر شده است که به چشم‌ها امکان رویت می‌دهد و نار شعله‌ای که محسوس است. بعضی قائلند که نار و نور از یک اصل می باشند و ملازم یکدیگرند، با این تفاوت که نار برای استفاده دنیوی و نور متاعی برای هدایت در آخرت می باشد (مفردات راغب اصفهانی) و البته دوست بزرگوار، حق با شماست، کلا همه کتاب های تفسیر رو هم نگاه کنیم همه مفسران با هم، هم رای نیستن، واین زیبایی قرآن است. از مصاحبت قرآنی با شما لذت بردم. الحمدالله. متشکرم.
12 | عباس | | ١٦:٢٧ - ٢٦ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
حضرت پیامبر (ص) میفرمایند
در آخرالزمان کسی پیدا نمیشود یا انزول نگرفته باشد یا نزول نداده باشد یا حداقل گردی از نزول روش ننشسته باشد
قدیما هرکی اسم نزول رو میاورد طرف سکته میکرد
اما حالا خیلی راحت طرف میگه رفتم اینقدر پول از دوستم قرض گرفتم با بهره بانکی
آخه ادم چی بگه
مشکل ما اینه یا فکر میکنیم آخرالزمان مربوط به زمان حال ما نیست یا فکر میکنیم فقط برای مردم هست و ما جزش نیستیم

بابا آخرالزمانی که میگن همین الانه...

پاسخ :
الان هم انقدر کلاه شرعی سر خودشون و بقیه میذارن، به اسم هدیه و به اسم نمیدونم چی و چی ... اصلا قانونیش کردن دیگه، ربا خواری و ربادهی به سبک نوین، خیلی رایج در بانک‌ها انجام میشه اصلا آخرالزمان رو هم رد کردیم اما هنوز فکر می‌کنیم اول الزمان است!!!!!
13 | زهرای علی | | ١٩:٢٥ - ٢٦ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
البته رزق صرفا پول نيست. رزق شامل خيلي چيزها ميشه. مثلا مدرك هم به نوعي رزقه. حالا اگر يكي با تقلب كنكور داد و رشته اي رو مدركش رو گرفت مادامي كه از اون رشته داره درآمد كسب ميكنه رزقش حروم ميشه.
يا كسي كه پايان نامش رو داد يكي ديگه براش نوشت و اجرا كرد اون ديگه شرايط قانوني پايان نامه رو كه قانون به گفته امام خميني در نظام اسلامي برابر شرعه رو رعايت نكرده و مدركش مشكل داره.


پاسخ :
امروز از انقلاب رد می‌شدم در فاصله چند قدمی کلی ادم ایستاده بودن و یه برگه هایی رو طرف ادم می‌گرفتن و میگفتن پایان‌نامه، مقاله آی اس آی و ... به کدوم سمت حرکت می‌کنیم!!؟ از پایه داریم قاط میزنیم!
1 |زهراي علي||٠٩:١١ - ٢٧ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
0
حالا اونا كه پيشنهاد ميدن ميخوان درآمد كسب كنن. بعضي اوقات دوستاي آدم دوستي خاله خرسه اي ميخوان بكنن و براي آدم از اين كارا بكنن. هيچ سودي براشونم نداره ها فقط ضررش به ما ميرسه
پاسخ :
شاید اون دوسته هم میخواسته با شما حساب کنه!! شاید براش چیزی داشته!!! البته دوستی های خاله خرسه ای رو باید کلا رها کرد، خدای نکرده میزنن یه کاری دستتون میدن، از ما گفتن!!!!
14 | زهراي علي | | ١٩:٣٠ - ٢٦ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
به الزائره و پاسخگو:

من فكر كنم بحثي كه راجع به آيه كرديد رو بشه اينطوري روشن ترش كرد.
از اونجايي كه تاثير خوردن و خوردنيها در زندگي مادي و معنوي انسان غير قابل انكاره و از اونجايي كه درصد زيادي از تلاش و عمر انسان صرف اين بخش از حياتش ميشه و خيلي از اعمال انسان يا براي تامين اين نياز يا با تامين اين نياز قابل انجامه بنابراين انگار اين بخش درصد زيادي از مسير عبوديت رو فراگرفته. و از اين نظر تاثير زيادي هم در عبوديت داره. ولي علت تامه عبوديت نيست.

ببخشيد كه ميون كلام بزرگان و اساتيد مزه پراكني كردم.

پاسخ :
"زهرای علی" ممنون از توضیحاتتون. و البته اختیار دارید، الحمدالله دوستان اینجا همه صاحب نظرند، افتخاری است برای ما که در خدمت شما بزرگواران هستیم.
15 | ف. نیکخواه | | ١٩:٤٤ - ٢٦ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
روزی حلال در روایات
پیشوایان معصومین(ع) همواره با گفتار و عمل، پیروان خود را به تلاش برای به دست آوردن روزی حلال تشویق کرده و حلال بودن روزی را ویژگی لازم و دائمی درآمدها دانسته­اند. در روایات بسیاری که از پیامبر اکرم(ص) آمده است، مشاهده می­کنیم که آن حضرت کسب در آمد حلال را برای هر مسلمانی واجب دانسته است و تلاش و کار کردن دراین راه را با جهاد برابر شمرده­اند.
در روایت دیگری نیز حضرت می­فرمایند: هر کسی شب هنگام بر اثر جستجوی حلال، خسته به خواب رود، آمرزیده خفته است. در روایت دیگری نیز، امام صادق(ع)، به جستجوی روزی حلال امر می­فرمایند و آن را کمک و پشتیبان دین معرفی می­کنند.

پاسخ :
چی بگم آخه!؟ الان خسته کسب حلالیم یا خدای نکرده کسب حرام!؟ بعضی‌ها اصلا فکر هم نمی‌کنن که یکی از معیارهای کسب حلال بودنشه، هر چی شد، شد!!!! و امان از توجیه، امان...
16 | الزائره | | ٢٢:٤٢ - ٢٦ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

حقیقتا دیگه نمی خواستم روی آیاتی که مطرح شد صحبتی داشته باشم ولی احساس می کنم نتونستم حق مطلب رو ادا کنم و داره برداشتهایی انجام میشه که اصلا مدنظر نبود!

موضوع رو اینطور بیان می کنم:
میریم محضر قرآن که کلام خداست و از او می پرسیم: خدایا چرا انسان رو خلق کردی؟
جواب سؤال، آیه 58 سوره ذاریات است.
در این آیه واژه یعبودن مطرح شده "جن و انس را خلق نکردم مگر برای عبودیت (یا در محدوده کوچکتر عبادت)"

خوب سؤال دوم مطرح میشه: چیکار که بکنیم می تونیم به عبودیت خدا راه پیدا کنیم؟
باید دنبال واژه "یعبدون" بگردیم البته در صیغه مخاطبش، چرا که الان قراره به ما جواب داده بشه و ما مخاطبیم. پس دنبال واژه تعبدون هستیم.

در قران آیات متعددی وجود دارد که در آنها واژه تعبدون آمده اما در این میان تنها سه آیه است که می فرماید "إن کنتم ایاه تعبدون" اگر تنها خدا رو می پرستید. این آیات پاسخگوی سؤال ما هستند.
این سه آیه عبارتند از: آیه 172 سوره بقره، آیه 114 سوره نحل و آیه سجده واجب در سوره فصلت

وقتی به مضمون آیات نگاه می کنیم می بینیم به دو موضوع اشاره شده که عبارتند از مأکولات و تشکر از خدا. در آیه سجده سوره فصلت به موضوع سجده اشاره شده که آنهم در مبحث تشکر از خدا می گنجد.

همانطور که مستحضرید مأکولات فقط مربوط به جسم نیست بلکه باطن و روح ما نیز به خوردنی نیاز دارد و ما باید حواسمان باشد که چه غذایی به خورد روح و باطنمان می دهیم.
مبحث شکر هم در آن بحث توحید و نفی هر ولایتی جز خدا و نفی منیت و انیت و توجه به نعم الهی و دیدن منعم و تذلل به درگاه او و ... مستتر است (به همین دلیل موضوع سجده و نماز و عبادت هم دراین موضوع می گنجد).

نکته ای که حائز اهمیت است این است که این دو مطلب، علت عبودیت یا تمام عبودیت یا راه رسیدن به عبودیت نیستند! اینها شروط لازم برای رسیدن به عبودیت هستند، یعنی گامهای اولی که باید برای بنده خدا شدن برداشت. دو گام اول ولی بسیار اساسی که اگر کج گذاشته شوند تا ثریا می رود دیوار کج!

اگر به مطلبی که شیخ حسنعلی اصفهانی در مورد طریقت خود بیان کرده است دقت کنیم می بینیم که ایشان هم همین دو موضوع را مطرح کرده اند: لقمه حلال، شب زنده‌‌داری و توجه به نماز

امیدوارم الان موضوع روشن تر شده باشد.

از اینکه اطاله کلام کردم بسیار پوزش می طلبم و از همه دوستان عزیز و بزرگوار التماس دعای مخصوص دارم.

پاسخ :
سلام علیکم. ممنون از شما "الزائره" بزرگوار به خاطر فرصتی که گذاشتید و زحمتی که برای تبیین موضوع کشیدید. بنده که استفاده کردم قطعا برای بقیه دوستان هم همین‌طور است. دغدغه شما کاملا قابل درک است. بسیار سپاسگزارم. فقط اجازه بدهید همون‌طور که شما موضوع مدنظرتان را تبیین کردید بنده هم موضوع معنای یکسان ریشه در قرآن را برای دوستان بیشتر توضیح بدهم که شائبه‌ای برای کسی خدای نکرده پیش نیاید. در یک کامنت جداگانه عرض خواهم کرد.
17 | سایت | | ٠٤:٣٣ - ٢٧ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
دو تا موضوع رو خدمت دوستان عرض می‌کنم در مورد واژه های قرآن، (پیشاپیش عذرخواهی می‌کنم که با موضوع این شماره ارتباط مستقیم ندارد!)
1. معنای یکسان ریشه در قرآن را همه مفسران نمی‌پذیرند اما مرحوم شیخ مصطفوی به این موضوع تاکید داشتند و اصلا با این نگاه کتاب "التحقیق فی کلمات القرآن کریم" را نوشته‌اند. ایشان معنای ریشه را در کل قرآن، دقت بفرمایید در کل قرآن و نه در زبان عربی یکسان فرض کرده اند. بهترین مثالی که برای درک بهتر یکسان بودن معنای ریشه در قرآن هست به نظر بنده کلماتی است که ریشه "ج ن ن" دارند، به آیات ذیل توجه بفرمایید:
1. فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ الَّيْلُ رَءَا كَوْكَبًا (انعام/ 76) به معنای پرده افکندن، پوشاندن
2. إِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فىِ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُم (نجم/ 32) آن گاه که در شکم های مادرانتان نهفته بودید،( جنین به معنای پوشیده شده و پنهان شده در پرده‌های جنینی)
3. اتخََّذُواْ أَيْمَانهَُمْ جُنَّةً فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ الله (مجادله/ 16) سپر (چون می توان پشت آن مخفی و پنهان شد)
4. إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلُ بِهِ جِنَّةٌ (مومنون/ 25) دیوانه، مجنون (چون عقلش پنهان شده است)
5. أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نخَِّيلٍ وَ عِنَبٍ (اسراء/ 91) (باغ ، از این جهت جنت نامیده میشود که با درخت های بسیار پوشانده میشود)
6. وَ مَا خَلَقْتُ الجِْنَّ وَ الْانسَ إِلَّا لِيَعْبُدُون (ذاریات/56) (جن نام موجوی است، چون از نظرها پنهان است و با چشم دیده نمی شود)
همانطور که ملاحظه کردید اصل ریشه یک معنای مشترک دارد یعنی نوعی مخفی شدن و پنهان شدن. هر چند کاملا مجنون، جنت، جن، جُنه و ... کاربرد متفاوتی دارند. بنابراین نگاه مرحوم شیخ مصطفوی به واژگان قرآن بر این اصل بوده است که همه واژه های قرآن در معنای ریشه یکسان هستند و تفاوت هایشان به خاطر صرف شدن و در باب رفتن و نقش هایی است که در عبارات و جملات دارند.
البته عرض کردم همه مفسران شاید این موضوع رو نپذیرند، دوستانی که بیشتر تمایل به مطالعه دارند می‌تونند لغت نامه التحقیق رو در کتابخانه سی دی جامع التفاسیر نور جستجو کنند، البته ان شاالله ظرف همین امسال ترجمه مجموعه این لغت نامه توسط جمعی از دوستان قرآنی و اساتید زبان عربی وارد بازار هم خواهد شد.
2. در قرآن همه واژه ها و عبارات بسیار دقیق بکار رفته شده است، و اصلا نمیشه کلمات رو با کلمات دیگری جا به جا کرد و این واقعا از معجزات قرآن است، بنده تاکید می‌کنم که نه تنها کلمات بلکه حروف رو هم نمیشه در قرآن جا به جا کرد، مثلا وقتی یه جایی اومده "مِن"، نمیشه جاش "فی" گذاشت، خیلی خیلی قرآن دقیق است و دقت در همین چیزها به انسان می‌فهماند که این کتاب، کتاب دست نوشته یک بشر نیست و عشق انسان رو نسبت به این کتاب بیشتر و بیشتر و بیشتر می‌کند.
18 | الزائره | | ٠٧:٥١ - ٢٧ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

روز همگی به خیر و شادی

جناب پاسخگوی بسیار محترم؛ بنده هم از شما بسیار سپاسگزارم. الحمدلله توضیحات شما عالی بود. کامنت شما از این نظر با موضوع این شماره ارتباط مستقیم دارد که ما را مهمان طیبات کردید و با جلوگیری از ایجاد شائبه، عملا کلوا من الطیبات را به منصه ظهور رساندید.

برای قدردانی از شما،صلواتی خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها تقدیم می کنیم و نیت می کنیم و از ایشان می خواهیم هرچه قرار است در پاسخ به این هدیه اعطا فرمایند، تقدیم شما گردد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و صل علی جمیع الأنبیاء و المرسلین

آنچه از طرف خانم به شما می رسد مبارک و گوارای وجودتان
التماس دعای فرج

پاسخ :
علیکم السلام. ممنون از لطفتون و هدیه ویژه تون، اینجور مواقع حضرات معصومین میگن خب حالا چی از ما میخواین؟ بعد بنده هم عرض میکنم خدمتشون، عاقبت به خیری برای همه مون، این که همه مون محب واقعی شما باشیم. تاکید می کنم که همه مون. یا زهرا
19 | جهاد | | ٠٦:٤٤ - ٣٠ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
مردم مقصرن!!

من فکر می‌کنم یکی از مشکلات بسیار زیادمون در بحث اقتصاد تبادل مال حرام است، و منشاء اصلیش هم همین بانک‌ها هستند که به شیوه غربی‌ها اداره میشن، وقتی این تبادلات بطور رسمی و پذیرفته شده در جامعه انجام میشه و خیلی بهش وجاهت قانونی و شرعی هم میدیم، همین میشه الگویی در جریان مالی بین مردم. وقتی در روایات هست که مال حرام نسل رو فاسد میکنه، شما ببینید چه بلایی سر مردم خواهد آمد وقتی ریشه و اساس همه چیز داره بر اساس همین بانکداری که خالی از ربا نیست اداره میشه. متاسفانه شاهد رشد قارچ‌گونه همه این مراکز که به جریان یافتن مال حرام دارن کمک می‌کنند هستیم.
یه عده میگن خب مردم چه گناهی دارن!؟، مردم مجبورن و .... اما من فکر می‌کنم مردم مجبور نیستن، مردم مقصرن، مردم هستند که اتفاقا دارن تقاضای چنین موسساتی رو افزایش میدهند، تجمل گرایی، خرید کالاهای غیرضروری، خرج کردن بیش از میزان درآمد و ... خب شاید یکی بگه همیشه هم این طور نیست، کسی که خونه نداره، مجبوره مثلا بره وام مسکن بگیره! ولی من باز هم میگم مردم مقصرن، چون حواسشون به هم نیست، چون دست همو نمیگیرن، یکی میخواد برای خونه اقدامی کنه دوستان، همسایه ها، فامیل باید حواسشون باشه، همه با هم که کمک کنن، فشاری هم به کسی نمیاد و این بنده خدا هم به جای این که سال‌ها مقروض به بانک باشه و چند برابر پول گرفته شده رو پس بده ظرف مدت کوتاه تری می تونه پول قرض گرفته شده رو پس بده... به این سمت حرکت کنیم برکت جاری میشه تو زندگی مردم.
خب ممکنه بعضی ها بگن، باید ببینیم کی مردم رو به این سمت سوق داده، صدا و سیما مقصره، ماهواره، و . .... ولی من بازم میگم مردم مقصرن، چرا باید اجازه بدیم بقیه برامون تصمیم بگیرن، پس تفکر جاش کجاست!؟ چرا باید اجازه بدیم جریان تبلیغات ما رو با خودش ببره، ما باید حواسمون باشه.

پاسخ :
دوستان دیگه هم پیرامون این موضوع بحث کنند، به نظر بقیه هم آیا مردم مقصرن؟
1 |یاثارالله||١٩:٢٥ - ٣٠ بهمن ١٣٩٣ |
0
 
0
سلام.مردم مقصرن.درسته.بانک که بزور نمیگه که از من وام بگیرید.یا بازارها بزور نمیگن که کالاهای غیرضروری ما روخرید کنید.انسان اختیار داره.
ولی یک طرف قضیه که بنظرمن پنهان مونده نقش خواصه(مثلا علما).خواص اگر مردم رو توجیه میکردن این اتفاق نمیافتاد.مثلا همین وام هایی که برخیشون رباست.چرا علما قبلا این قدر مانور نمیدادن روش.یک 2-3سالی که دارن میگن.
نقش خواص قابل ملاحظه است.چون بلاخره مردم عادی یه ضعفایی دارن و اون اینکه که از هم زود تقلید میکنن.حالا اگه اون عمل خوب باشه،خیلی عالی ولی اگه بد باشه ،بطور هرمی تو جامعه منتشر میشه مثل همین تجمل گرایی.
یازهرا
پاسخ :
علیکم السلام. به نکته مهمی به نظرم اشاره کردید، جامعه ما مدام با پدیده‌های جدیدی رو به رو میشه، علماء باید خیلی به روز احکام مرتبط رو بین مردم مطرح کنند و نقش هادی داشته باشن، مثلا احکام همین فضای مجازی. در حالی که جامعه درگیر مشکلات میشه، کلی خلاف حکم خدا عمل میشه تازه یادمون می‌افته باید موضع بگیرم. هر چند مردم (و مای نوعی)هم باید توجه داشته باشیم که با هر پدیده ای رو به رو میشیم خودوم رو نندازیم توش، بریم ببینیم حکم خدا در موردش چیه، مجاز هستیم به انجامش با نه.
2 |عباس||١٢:٣١ - ٠١ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
0
مردم مقصرین.
آقا چرا اینقدر تاکید دارید خونه رهن کنید؟
چرا اجاره نمیکنید؟
به خدا به پیر به پیغمبر ما مردم مقصریم
فقط داریم کلا سر خودمون میزاریم
پاسخ :
عجب کلاه گشادی هم میذاریم!! عادت کردیم وقتی یه عده میفتن تو چاه همه باهاش بریم تو چاه، خب ما وایسیم اون بالا، بقیه رو بکشیم بیرون... اونایی هم که تو چاه هستن مدام بقیه رو دعوت میکنن به چاه، جای این که بگن ما رو بکشید بیرون....
3 |یاثارالله||٢٢:١٢ - ٠١ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
0
سلام.من که گفتم ما درنهایت مقصریم.ولی همین پول رهن که جناب عباس گفتین.خیلیا نمیدونن.خوب کی باید توجیهشون کنه.به مردم بگن بعد اگه گوش ندادن اون وقت بگید 100 درصد مردمن که اینجا مقصرن.
یازینب
پاسخ :
سلام علیکم. منم که نظر شما رو تایید کردم :)
4 |زهراي علي||٠٩:٥٧ - ٠٢ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
0
البته اجاره هم بخوايد بديد پدرتون در مياد ضمن اينكه بايد يه مبلغي ساليانه به اجاره يا پول پيش اضافه كنيد.
پاسخ :
من فکر میکنم باید دنبال طرح هایی باشیم و اون ها رو پیشنهاد کنیم ما هم یه دم مثل بقیه فقط غر بزنیم فایده نداره که....
5 |زهراي علي||٢٢:٥٤ - ٠٢ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
0
قصد غر زدن نداشتم خواستم جناب عباس رو روشن كنم.
پاسخ :
من خودم دارم غز میزنم، روشنم نمیشم!!
20 | زهرای علی | | ١٠:٠٠ - ٠٢ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
يه روايت داريم كه الان منبعش يادم نيست ولي از ائمه هست: كه روي نيازهاي ضروري انسان نبايد تجارت بشه. يعني غذا و لباس و مسكن. حالا شما ببينيد اين سه نياز در جامعه چه وضعي دارند؟

پاسخ :
داریم میریم به ناکجا آباد.... راهکار بدید، چی کار باید بکنیم؟ همین جوری وایسیم که ما رو تا ته ته این مسیر غلط ببرن؟
21 | جهاد | | ٠٧:٤١ - ٠٣ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
در موضوع مسکن من فکر میکنم مردم باید خودشون مشکل رو حل کنن و قدم اول رو هم بچه مذهبی ها بر دارن، در جمع های دور همی که دارن، در هیئات، در مجالس که الحمدالله به لطف خدا دور هم جمع میشن، به همدیگه برای حل مشکل مسکن جمع خودشون در مرحله اول و بعد بقیه افرادی که میشناسند کمک کنند، خیلی ها دارن بهره های کلان به این بانک ها به خاطر مشکل مسکنشون در سالیان متوالی میدهند، در حالی که اگر قرار بود فقط اصل پول رو برگردونن در سال های کوتاه تری می تونستن این کار رو انجام بدن، و خیلی زود قرضشون رو پس بدهند، یا میشه در غالب یه صندوق عمل کرد، خیلی ها این کار رو کردن و صندوق های قرض الحسنه خوبی برای جمع دور همیشون درست کردن، ولی آسیبی که اینجور صندوق ها اینه که باز این پول داره صرف کالاهای غیر ضروری میشه، وام گرفته رفته مثلا یه کالای لوکس خریده، نمیدونم بوفه خریده!!! آدم شاخ در بیاره واقعا حق داره!
به تدریج میشه مراجعه و تقاضای وام رو از این سیستم متصل به ربا کم کرد نه وضعیت الان که از بس تقاضای برای این وام ها زیاد شده، تعداد بانک ها از تعداد مغازه های خوار و بار هم بیشتر شده! یدفعه میبنی همینجوری پشت یر هم بانک و موسسات خصوصی که کار نمکی کنند فقط پول رو جابه جا می کنند، موسسات رسمی برای دلالی... خدایا به تو پناه می بریم.

پاسخ :
خب حالا شد، بحث داره جدی تر میشه، تازه داریم از غر زدن الکی خارج میشیم...
22 | زهرای علی | | ٠٩:١٩ - ٠٣ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
البته برای موضوع مسکن یه کار مهمتری هم باید بشه و اون تغییر نگاه ما برای داشتن مسکنه. بعضی اوقات میگم مالک این دنیا که خداست. هرچی هم که به نام ما بشه یه قرارداد سوری هست. عمر آدمی هم که کوتاه هست. چرا باید همه این عمر رو برای به دست آوردن یه قرار داد سوری طوری بگذرونیم که اونهایی که اعتقاد به مالکیت خدا ندارن و اونهایی که از ولع ما برای خونه دار شدن بهره ها میبرن به طمع بیفتن و وضع هر روز بدتر بشه. اگر آدمهای متدین یه گفتمانی رو در جامعه جاری کنند که یعنی چی اگه خونه بخریم و به نام خودمون باشه دیگه خیالمون راحته؟ یعنی چی که آدم اگر مستاجر باشه خیالش باید ناراحت باشه؟ یعنی چی که تمام زورمون رو بزنیم که خونه دار بشیم و در این مسیر خودمون ناخواسته و دیگران ناخواسته یا به عمد به گناه بیفتیم. کار خیلی سختی هست ولی میشه در خونواده ها شروع کرد. میشه کم کم بین خودهامون جا بندازیم.

یه چیزی که درگوشی و همین جا فعلا میشه گفت و در جمع های مومن واقعی اینه بعضی اوقات من با نگاه کردن به جریانات اخیر جهان به ذهنم میرسه ظهور که دیگه خیلی نزدیک شده تو این فرصت باقی مونده به نظرم حیفه همه دغده آدم خریدن خونه و ماشین و رونق زندگی باشه. البته اشتباه نشه کار و تلاش و کسب حلال رو نفی و نهی نمیکنم ها دارم میگم حالا خونه هم بخریم بعدش چی آقا که اومد دیگه اون خونه که هیچ همه عالم برای متقینه. بیایم برای متقی شدن مون وقت بزاریم. متقی شدن خودمون و اطرافیانمون.

پاسخ :
احسنت بر شما که راهکارتون اصلا ریشه ای بود. مطالب مهم رو هم درگوشی نگید، بلند بگید بالاخره حرف حق است و جایگاه خودش رو پیدا میکنه ان شاالله.
23 | عباس | | ١٥:٢٩ - ٠٣ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
سلام
جناب زهرای علی
حرف شما درست ولی چون قراره سالیانه به مبلغ اجاره و پیش اضافه کنیم باید بریم سمت نزول؟؟؟

نگه داشتن آتش در کف دست رو یادتون رفته

پاسخ :
علیکم السلام احسنت بر شما. من واقعا نمیدونم چرا به ربا گرفتن میگن پول نزول، در لغت نامه دهخدا در معنای نزول اومده فرود آمدن، پایین رفتن، سود پول اما معنای دقیق تره پول نزول کردن یعنی سقوط کردن!!!
1 |زهراي علي||١٦:٢٢ - ٠٣ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
0
يعني واقعا من اينو گفتم گفتم بريد نزول بگيريد؟ شما گفتي چرا رهن ميكنن اشكال شرعي داره گفتم اجاره دادن و پول پيش هم فرقي نداره هرسال بهش اضافه ميشه و چون اضافه ميشه به هرحال پرداختش سخته . بعضي خونواده ها درامد ماهيانه شون به اندازه نيازهاي روزمره شونه و ديگه توان پرداخت اجاره يا پس انداز براي اضافه كردن سر سال رو ندارن. اين روند روند غلطي هست كه منبع درامد يه عده با اين افزايشها و تجارتها داره تامين ميشه و يه عده همواره ناتوان تر ميشن و يه عده پرتوان تر.
پاسخ :
شما اینو نگفتید، من شاهدم میدونم که "عباس" هم از فرمایش شما جنین برداشتی نکردن، مگه نه "عباس"!؟
2 |زهراي علي||١٦:٢٤ - ٠٣ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
0
الان ادمها حاضر نيستن يه منطقه برن پايين تر بشينن ولي هم جاي بزرگتري داشته باشن هم مبلغ كمتري بدن. چرا چون محله ادمهاي بده.
پاسخ :
خب این خودش هم یه راهکار بود هم یه علت یابی بود برای این که چرا بعضی ها به این وادی ها می افتن!
24 | یاثارالله | | ٢٢:١٣ - ٠٣ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
باسلام.بنظرمن وقتی هزینه مسکن تو شهرای کوچیک خیلی کمه وتو روستاها که خیلی خیلی کمتربه نسبت شهرای بزرگ.چرا افرادی که نیاز جدی به زندگی کردن تو شهرای بزرگ ندارن نمیرن تو شهرهای کوچیک زندگی کنن؟!
هم هوا خوبه.هم مسکن و سایر چیزها ارزونتره.
اینطوری هم تمرکز جمعیت توبرخی شهرا از بین میره.هم شهرای کوچیک به این بهونه آباد میشه.خیلی ها میگن تو شهرهای بزرگ امکانات بیشتره.ولی خوب به چه قیمتی.؟
یازینب سلام الله علیها

پاسخ :
سلام علیکم. ممنون از مشارکتتون در بحث. الحمدالله همه کلی راهکار دارنا. ما هم ولادت حضرت زینب سلام الله علیها رو به همه دوستان عزیز تبریک عرض میکنیم، ان شاالله که تحت توجهان ویژه حضرت باشیم.
25 | زهرای علی | | ٢٢:٤٠ - ٠٣ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
الإمامُ الصّادق(عليه السلام)
كانَ أميرُالمؤمنينَ صلوات اللهِ علَيهِ يقولُ: ابنَ آدمَ، إنْ كُنتَ تُريدُ مِن الدُّنيا ما يَكْفيكَ فإنَّ أيْسَرَ ما فيها يَكْفيكَ، و إنْ كُنتَ إنَّما تُريدُ ما لا يَكْفيكَ فإنَّ كُلَّ ما فيها لايَكْفيكَ.
اميرالمؤمنين، صلوات اللّه عليه، مي‏فرمود:اي آدميزاد! اگر از دنيا به قدر كفايت خواهي همان كمترين دنيا تو را بس باشد و اگر بيش از كفايت خواهي همه دنيا هم تو را بس نباشد. الكافي، ج‏۲، ص‏۱۳۸، ح‏۶.

پاسخ :
ریشه یابی بخوایم بکنیم دلایل کسب حلال رو این حدیث میتونه کمکمون کنه. ممنون از شما "زهرای علی"
26 | عباس | | ٢٣:٣٦ - ٠٣ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
فاطمه اکتفا به نامش نکنید

نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کس که در او محبت زهرا نیست

علامه اگر هست سلامش نکنید
_________________________
شب تاریک کنار تو به سر می آید
نام زهرا به تو بانو چقدر می آید

آبرو یافته هر کس به تو نزدیک شده
خار هم پیش شما گل به نظر می آید

و نبوت به دو تا معجزه آوردن نیست
از کنیزان تو هم معجزه بر می آید

به کسی دم نزد اما پدرت می دانست
وحی از گوشه چشمان تو در می آید

پای یک خط تعالیم تو بانو والله
عمر صد مرجع تقلید به سر می آید

مانده ام تو اگر از عرش بیایی پایی
چه بلایی به سر اهل هنر می آید

مانده ام لحظه پیچیدن عطر تو به شره
ملک الموت پی چند نفر می آید

شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد



پاسخ :
ممنون از "عباس" که فضای اینجا رو با نام مبارک حضرت فاطمه سلام الله علیها منور کردند.
27 | الزائره | | ٢٠:٢٨ - ٠٦ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
 
0
پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم

امام صادق عليه السّلام از پدران بزرگوارش روايت كند كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله در وصيّتش به على عليه السّلام فرمود: اى على! سه چيز است كه اين امّت طاقت و توان آن را ندارد:
يارى نمودن به برادر دينى از نظر مالى و به عدل و راستى با مردم رفتار نمودن و در هر حالى به ياد خدا بودن و ياد خدا گفتن‏
«سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اكبر» نيست بلكه ياد خدا اين است كه هرگاه بر حرامى وارد شد در برابر آن حرام از خداى عزّ و جلّ بترسد و آن را ترك كند.

امام رضا عليه السّلام از پدران بزرگوارش روايت كند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: پيوسته امّت من در خير و خوبی اند تا زمانى كه يكديگر را دوست دارند و به يكديگر هديه می دهند و امانتدارى می كنند و از ارتكاب حرام خوددارى می كنند و از مهمان پذيرايى می كنند و نماز را به پاى می دارند و زكات می پردازند، پس هنگامى كه چنين نكنند به خشكسالى و آفت دچار می شوند.
جهاد النفس وسائل الشيعة / شیخ حر عاملی/ ترجمه افراسيابى

پاسخ :
ممنون از شما از بیان این روایات زیبا. اگر باور میکردیم.... اگر ایمان داشتیم..... اگر و اگر و اگر ..... در اگر نتوان نشست، قیامی لازم است.
1 |زهراي علي||٠٩:٢٦ - ٠٩ اسفند ١٣٩٣ |
0
 
1
در روايتي فكر كنم در كتاب مفاتيح الحياه ميخوندم كه در كمك مالي برادر ديني مومن بر برادر تني غير مومن ارجحيت هم داره .
پاسخ :
خیلی ممنون از شما که در واپسین لحظات این شماره هم همچنان فعال هستید. حیات طیبه شماره 8 رو ان شاالله امروز و البته با کمی تاخیر در خدمتتون هستیم.
28 | یه اشنا | | ١١:٥٠ - ٠٧ مرداد ١٣٩٤ |
0
 
 
0
پاسخ
رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم هنگامی که سیدالشهداعلیه السلام وارد مجلس ایشان شدند ، فرمودند : مرحبا بک یا اباعبدالله. تعبیر به کنیه “اباعبدالله” برای یک کودک چه مقدار آثار تربیتی برای شیوه برخورد با مقام عصمت دارد، و چه زیبا نحوه احترام به بزرگان دین و اولیای الهی را به مسلمانان و پیروان خویش تعلیم می دهد ، حضرات ائمه معصومین علیهم السلام، علاوه برنام ، لقب و کنیه نیز دارند، آیا ادب حکم نمی کند که هنگام نام بردن از ایشان ، کمال احترامی که از ما ساخته است را مبذول داریم و به جای گفتن “امام علی” از لقب ایشان که “امیرالمومنین”علیه السلام است، استفاده کنیم؟ و به جای “ع” از “علیه السلام” استفاده کنیم ؟ آیا این القاب ، نشان از اعتقاد ما ندارد؟ آیا نباید تفاوتی میان کسانی که مقامی بسیار پائین و نازل برای ائمه علیهم السلام قائل هستند و کسانی که آنان را برترین مخلوقات خداوند می دانند، وجود داشته باشد؟

البته منظور حقیر در خصوص رعایت این نکته اخلاقی و کاربرد این عبارات‌ دعائیه در مقام هایی است که با بلاغت و سخن‌شناسی نیز منافات نداشته باشد ، چرا که در شعر و نثرهای ادبی ، اقتضائات خاص خود را دارد چون با رعایت این مقوله ، موسیقی و ساختار زبانی آن (به ویژه اگر شعر کلاسیک باشد) آسیب می‌بیند و وزن شعری و قواعد عروضی آنرا خراب می کند .

پس کسی این نکته مهم اخلاقی را امری سطحی و ساده نه انگارد و به کسانی که نسبت به این مسایل حساسیت نشان میدهند، خرده نگیرد چرا که اگر می بینیم بسیاری امور ناپسند برایمان عادی و جز امورات روزمره گردیده متاسفانه بخاطر تکرار ، قبح آن برایمان ریخته است …

پاسخ :
خیلی ممنون از مطلب ارزنده تون اگر احیانا سهوا ما جایی این نکته رو رعایت نکردیم عذرخواهی میکنیم از مقام شامخ اهل بیت علیهم السلام
   
* نام:
* ایمیل:
* نظر: